آغوش آسمان
برای تازه شدن هیچ وقت دیر نیست
این شعر رو توی وب داداشمون محسن لاجوردی دیدم و خوشم اومد و گذاشتمش توی وب خودم... بانوی آبی پوش من همسـفر خاموش مـن بانــوی آبی پوش مـــن ترانه های دردتو زمزمه کن در گوش من من و تو هر دو عاشقیم هر دو به یک درد مبتلا حرفی بزن صدا بشه این گریه های بی صدا منتظر کدوم شبی شب طلوع ما گذشت ! برای تعریف قفس فصل پرنده ها گذشت همسفر خاموش من بانوی آبی پوش من ترانه های دردتو زمزمه کن در گوش من برای تو اینجا که نیست جز دل من فریاد رسی همسفر تنهای من تو چشم به راه چه کسی ؟ بیا هراستو بده به جرات حرفای من بخون که من منتظرم برای هم غزل شدن همسفر خاموش من بانوی آبی پوش من ترانه های دردتو زمزمه کن در گوش من فعلا یاعلی
| Design By : Night Skin |

