آغوش آسمان
برای تازه شدن هیچ وقت دیر نیست
نمی دونم والله از چی بگم واستون ... اول عذر خواهی کنم به دلیل چند روز دوری از وب ... از موفقیت چشم نواز بروبچ المپیکی بگم ...نمی گم خودتون می دونید که چه گندی زدن و درموردش بحث و گزارش نم یکنم چون هم بدم میاد هم اینکه افرادی که میان سر می زنن می گن مطلب نداره مطلب ما رو کپ می زنه و تقلید می کنه ... این از این از اس اس چی بگم ... دو تا بازی آخر رو نصفه دیدم چون نمی دونم چرا داره اینا هم پشت سر هم گند می زنن ... انگار می خوان خاطره ی پارسال و ۱۳ مینشون رو دوباره تکرار کنن ... خدایا اینا خوب بازی می کنن ولی یه تمام کننده ی درست و شش دانگ ندارن ... کی می خوان بفهمن ... وقتی بازی با مس آرش و سیاوش و فرهاد و علیزاده همه تو هستن و هیچ کاری نمی کنن دیگه امیر خان چکار کنه ؟؟؟آخ رضا دماغمون کو؟؟؟ اونو بیارن حله ... نمی دونم چی بگم ...این روزا لال هم شدم خدا بخواد ... این قدر فکر دوروبرم هست که دیگه اس اسی که زندگیم بود بخش کوچیکی رو اشغال کرده ....تقریبا ۲۰ روز دیگه مدرسه ها باز می شه و دوباره همون آشو همون کاسه ولی به نحوی دیگه ... ۲ سال یه برنامه ریزی توپ واسه دانشگاه که دانشگاه خودش بهانه است ... بهانه ی چی بماند ... دیگه از چی بگم ؟؟؟ همین دیگه خدا کنه این اس اسمون نتیجه بگیره ... چه برنامه ریزی هایی داشتیم با دوستام واسه رفتن پیش اس اسیا وقتی اومدن شیراز ... ولی نشد توی تابستون بیان ایشالله زمستون ... داریوش یزدانی که توی برق هست رو که می شناسید ... بچه ی گل کوه هست (شیرازیا می دونن کجاست)داییش هم دزده یادتونه در مورده هاشم بیگ زاده هم چیزایی گفتم ... نمی دونید اون آقای علیزاده چه قدر هیز و بی شعوره ... بماند ... دیگه حوصلم نیست ... فعلا یا علی
به من چه دوستای داریوش می گن ...
| Design By : Night Skin |

