تبليغاتX
آغوش آسمان


آغوش آسمان

برای تازه شدن هیچ وقت دیر نیست

اول سلام

دوم حالتون که خوبه ؟ دماغتون چاقه ؟ خونه ی خالتون آباده ؟؟؟؟؟

فعلا من باید حال این احسان رو بگیرم تا دفعه ی دیگه چرت نگه ....

فهمیدین چی شده ؟ نمی دونین که ؟

حالا می گم براتون ... دندون رو جیگر له من بذارید یه دقیقه ....

از اول این داداش مهدی ما تصادف نکرده بود که بخواد بره تو کما .... ایشون رفته بوده شمال و داشته والیبال بازی می کرده و شست پاش می ره تو چشش و دست مبارکشون می شکنه ... آقا احسان ( اسکول خودتی ) خیلی خواسته شلوغش کنه و به ما گفته که آقا ، مهدی تصادف کرده و رفته تو کما و الان تو بیمارستان میلاد ... باباش مثه یه مرده حرف میزده .... خدایی بگیرمت خفت می کنم .... دارم واست که من ...

خلاصه ماجرا از این قراره ... یادتونه گفتم یکی از دوستامون این جوری شده ... مامانم یه دوستی داره به اسم مونا که داداش ایشون که نوید خان تشریف دارن تصادف کردن و از ترس رفته تو کما و دریچه ی قلبش مثله اینکه باز شده و عملش کردن ... دوست ایشون که راننده بوده دست و پاش فقط می شکنه ... و الان هم تو بیمارستان پاسارگاد تهران هستش دوتاشون  .... من این آقا نوید گل رو با داداشمون ( مهدی ) اشتباه گرفته بودم چون اون بنده ی خدا هم 17 سالشه بعد از انجام تحقیقات شبانه روزی بنده ، این نتیجه به عمل اومده ... فقط این نوید ما رو هم دعا کنید که خوب شه ...

خدا رو شکر که این آقا داداش ما فقط دستش شکسته ( راستی کدوم دستته ؟ چپ یا راست ؟ آخه یکی از اقواممون « ایمان » دست چپش شکسته بود و همه بهش می گفتن که خوش بحالت که چپه و می تونی بنویسی !!! ولی غافل از اینکه این آقا ایمان ما چپ دسته .... !!!! به خاطر همین دارم می پرسم ... ) داشتم می گفتم این داداش ما فقط دستش شکسته ... من بدبخت که پارسال پام تا رونم تو گچ بود چی ؟؟؟؟ 63 روز تموم زانوم خم نشد و نمی تونستم راه برم ... یا باید یکی زیر بغلمو می گرفت یا با عصا راه می رفتم ... بر سر همین موضوع هم عینک نازنینم که خیلی خیلی دوستش داشتم شکست ... خوب حالا شلوغش کردم ... ببخشید ..

راستی این لنگیا دارن یه غلطایی با این خرس قطبی و استیل میلامینشون می کنن و این نکبت هم داره آدم می شه ... بلانسبت هم شیثشون آدم شده و حمله می کنه ... وای بلا به دور .. خوب لنگیای بدبخت اگه که ما فراز و نکبت رو بهتون نمی دادیم شما چه می دونستید که گل چیه ؟ گلاب چیه ؟

بازی دیروز خدایی قشنگ بود ... ولی حیف که پیکان باخت ... راستی بروبچی که میرید استادیوم شعارهای جدید چیا هستن ... ؟؟؟؟ اگه می دونید و بلدید بهم بگید ... مرسی ..

دیگه عرضی نیست ...

منتظر نظراتون هستم ...

از این به بعد هم فقط جمعه ها آپ می کنم به دلایلی ... دیگه مدرسه ها هم شروع می شه و مسلماً درسا هم یه کمی سنگین تر ... راستی رشته ی ریاضی دوم درسای سختش یا آسوناش کدومن ؟؟؟ و اگه پیشنهادی دارید واسه درس خوندن راهنمایی کنید لطفاً ...

ممنون

فعلاً

نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 11:4 توسط ساره | |

سلام سلام

یه خبر خوش

هورااااااااااا .... هوراااااااااااااا . خدا جونم هوراااااااااااااا ...

داداشمون دوباره برگشت .... از کما خارج شده ..... ولی اگه این مهدی همون مهدی که من می شناسم باشه باید یه عمل دیگه انجام بده ... فقط تا اینجا بدونید که از کما اومده بیرون ... خیلی خوشحالم ... یعنی در پوست خود نمی گنجم .....

داداشی آبجی ساره ات شده مارکوپلو ... فعلا در جستجو هستم .... تا نتایج ...

هی بروبچ هنوز دعا لازمه .... تا خوب خوب شه ...

وااااااااااای خدا جونم مرسی

فعلا

تا آپ بعدی

راستی به امید پیروزی امروز اس اس

ا بچه ها یادم رفت امروز تولد پژمان منتظری هست البته تو شناسنامه اش ... در اصل دی ماهی هست ... برای اونم آرزوی سربلندی دارم .. امیدوارم که امروز یه کادوی باارزش با برد اس اس بگیره ...

..................................................................................................................

 

این تیکه ویرایشه :

به سلامتی این بازی رو که سه امتیازش واقعا ضروری بود رو بردیم یه برد شیرین خارج از خونه ... من بازی رو ندیدم چون کلاس داشتم ولی از یه دکه که سره چهارراه هستش پرسیدم و گفت که 3 _ 1 به نفع اس اس تموم شده و گل هاش رو هم برهانی و سان جان و روانخواه زدن ... خیلی خوشحالم ...

فعلا

 

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 12:36 توسط ساره | |

سلام بچه ها

خوبید ؟

امروز خیلی دلم گرفته ... دلم شکسته ... گریم گرفته ...آخه چرا جوون 17 ساله ... همین الان یه خبر بد و افتضاح شنیدم ... دوست خوبمون ... مهدی اس اس رو میگم که همتون میشناسینش ... یادتون اومد ... همون پسری که خیلی طبع شوخی داشت .. همونی که مثل من تو 30 فروردین به دنیا اومده بود ... همونی که لینکش تو پیوندام با اسم فقط اس اس هست .. همون اس اسی دو آتیشه ... همونی که خیلی تعصب داشت و خبرای به روز می داد ... فکر می کنم که اشتباه خوندم اون مطلب رو ... نمی تونم بگم ولی ..............

همون پسر خوش برخورد متاسفانه تصادف کرده و چه جوری بگم الان هم تو کماست .... بچه ها ملتمسانه ازتون خواهش دارم که واسش دعا کنید ... سر نماز یادتون به مهدی هم باشه ... این خبر ید رو از دوستش احسان شنیدم یعنی آپ کرده بود ... فقط دعا کنید همین ... دعا .. دعا .. دعا ... به امید بهبودی و روزی که بیاد و دوباره مارو بخندونه با اون کامنتای شیرینش ...

فعلا

یا علی

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 12:21 توسط ساره | |

سلام سلام

خوبید ؟ شرمنده اخلاق ورزشی همه ... نتونستم به دلایل شخصی بیام ... این آپ رو هم به خاطر دل

تنگی کردم ... بروبچ از یه شکست نباید خسته بشید ... نبینم جمعه ورزشگاه پر نباشه ... حالا پرپر هم

نه ... راستی قهرمانی بروبچ نوجوان والیبال رو هم به شما تبریک می گم ...

خوب نمی دونم چی بگم ... اصلا فعلا حرفی ندارم ... از همه ی بچه هایی که بهم سر زدن و شرمنده

کردن واقعا تشکر می کنم ... یه روزی با یه آپ توپ میام ... اون آپ کی باشه خدا می دونه ؟

یه مشت عکس هم آوردم از تمرین روز شنبه بروبچ ... امیدوارم که کمی از دیرکردام جبران بشه ...

فعلا کاری باری ندارین ... راستی فردا هم تولد فرزاد ( خواهر زاده ی داش حسن ) هستش ... از صمیم

قلب تولدت رو تبریک می گم ... امیدوارم که صد سال زنده باشی ... یه شعر هم واسه فرزاد جون درمی

کنیم ...

چند سال پیش چنین روزی فرزاد جونم دنیا اومد

میون بچه ها اومد

همگی بگید مبارک تولدش مبارک

مبارک مبارک تولدش مبارک

خوب دیگه فعلا

این از پیروز با غیرت ...

این از ناصر خان خوش تیپ... بقیه اش ......

عکسا تو ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 19:57 توسط ساره | |


Design By : Night Skin